کانت (Immanuel Kant)، فیلسوف نامور آلمانی، گزاره ها را به دو دسته تقسیم می کند: گزاره های تحلیلی و ترکیبی. گزاره هایی همچون «همه ی مجردها ازدواج نکرده اند» گزاره هایی تحلیلی میباشند؛ درواقع از آنجایی که «ازدواج نکردن» در خود تعریف «مجرد» محصور است، صحیح بودن این جمله با تحلیل خود جمله آشکار شده و لذا نیازی به سند و مدرک نخواهد داشت. اما گزاره هایی همچون «همه ی مجردها خوشحال هستند» نیاز به سند دارند و از آنجایی که محمولشان (خوشحال بودن) در تعریف موضوعشان (مجرد) موجود نیست، از قسم گزاره های ترکیبی محسوب می شوند.
قدیس انسلم (Anselm of Canterbury)، فیلسوف مسیحی قرن یازدهم را شاید بتوان از جاه طلبترین الهیدانان دانست؛ او بر اساس شاهکار فلسفیش، برهان وجودشناختی (ontological argument)، مدعی بود که گزاره ی «خدا وجود دارد» بایستی یک گزاره ی «تحلیلی» داشته شود. این الهیدان برجسته، و نیز فلاسفه ی مشهوری همچون دکارت، لایبنیتس و اسپینوزا، بر این باور بودند که برای اثبات وجود خدا لزوما نیازی به جمع آوری سند از نظم جهان یا معلول بودن آن نیست؛ بلکه صرفا با تحلیل مفهوم خدا، میتوان محصور بودن ویژگی وجود را در خدا مشاهده کرد.

